سردار سلیمان ۱۳ دی ماه ۱۳۹۸ بود که توسط پنتاگون به شهادت رسید و روز تلخی برای ایران رقم زد، اما ایران با سردار سلیمانی های دیگر به راه خود ادامه می دهد.

کم تر از یک سال قبل از شهادت سردار سلیمانی بود که با هماهنگی او بشار اسد به تهران آمد تا با حضور خود پاسخی پرمعنا به تلاش آمریکا و عربستان و اسرائیل برای تیره کردن رابطه ایران و سوریه داده باشد.

با توجه به اهمیت حفظ جان بشار اسد، این دیدار کاملا مخفیانه صورت گرفت و حتی نهاد ریاست جمهوری ایران هم در آخرین لحظات از حضور او در ایران باخبر شد و همین موضوع باعث بی اطلاعی جواد ظریف از جلسه، و حضور نیافتن او در مراسم استقبال از بشار اسد شد.

این یک ملاقات کاملا استراتژیک برای دادن پیام ویژه به دشمنان ایران بود که آن روزها تلاش می کردند، بین حکومت ایران و سوریه فاصله بیاندازند.

اما ظریف که چارچوب مسئولیت خود را در خطر می دید، به شدت ناراحت شد و دست به استعفا زد.

اینکه چرا ظریف با خبر نشد و در این مراسم حضور نیافت یک داستان مجزا و طولانی دارد که جای بحث آن اینجا نیست.

از طرفی باید بدانیم که جواد ظریف چه شخصیت بزرگ و تاثیرگذاری در سیاست خارجی ایران است و همواره رابطه نزدیک و البته منطقی با غربی ها داشته و مورد تایید همه جناح های داخلی و حتی خارجی است.

در مورد جواد ظریف همین بس که بلومبرگ خبرگزاری مطرح آمریکایی درباره او می نویسد:

در دوران وزیر خارجه ظریف رفتارهای جمهوری اسلامی ایران تغییری نکرده است، اما ظریف به شکلی با ما سخن می گوید که انگار جمهوری اسلامی همان چیزی است که ما می خواهیم.

واکنش سردار سلیمانی به استعفای ظریف بسیار درست، منطقی و آرام کننده فضا بود و از بین هزاران تصمیم اشتباه، تنها راه درست را انتخاب کرد.

سردار سلیمانی خیلی صادقانه و رسمی اعلام کرد که به دلیل مسائل امنیتی مجبور بوده سفر بشار اسد را تا آخرین لحظات مخفی نگهدارد و ناهماهنگی های نهاد ریاست جمهوری باعث عدم دعوت از ظریف شده است.

شاید هر گونه توجیه پیرامون این مسئله و یا مقصر دانستن موارد دیگر، می توانست تنش سیاسی جدی برای ایران ایجاد کند، اما درایت سردار سلیمانی و هوش سیاسی بالای او این بحران را از کشور دور کرد.

آنجا بود که شخصیت سردار سلیمانی و تعریف و تمجیدها و سخن ها در توانایی ها و هوش بالای او بر من آشکار شد و با جدیت بیش تری سردار به تمام معنای ایران را دنبال می کردم.

اما دیری نپایید که ۱۳ دی ماه ۱۳۹۸ فرار رسید و با تلاش و هزینه زیادی که عربستان و اسرائیل متحمل شدند، آمریکا به رهبری ترامپ مجاب شد سردار سلیمانی را به شهادت برساند.

اینکه چرا عربستان و اسرائیل به این نتیجه رسیدند که هرچه دارند برای از میان برداشتن سردار سلیمانی بگذارند، شخم زدن گذشته هاست و در این مجال نمی گنجد.

جمعه صبحی بود که خبر شهادت سردار سلیمانی رسما منتشر شد و با شنیدن آن انگار دلم فرو ریخت و برای لحظه ای ناخودآگاه ترس تمام وجودم را فرا گرفت.

اما کمی فکر کردم و به خود آمدم، به این نتیجه رسیدم که مگر می شود کشوری با این همه عظمت و بزرگی که در طول سال ها و نه، قرن ها مردان بزرگی را به خود دیده نتواند جایگزین مناسبی برای سردار سلیمانی پیدا کند.

آنجا بود که خیلی دوست داشتم من هم یک سردار سلیمانی باشم.

اما به راستی همه ما می توانیم یک سردار سلیمانی باشیم؟ پاسخ قطعا مثبت است و باید بدانیم که چه چیزی و چه ویژگی هایی باعث پدید آمدن سردار سلیمانی به عنوان یک برند برای ایران شده است.

سردار سلیمانی با تمام وجود سعی می کرد در اسلام حل شده و نمود یک مسلمان واقعی باشد.

یک جمله از سردار سلیمانی بیش تر همه جملاتش در روح و جان من نشسته است و ای کاش همه ما در عمل به آن می رسیدیم و با رفتار خود یک جاذبه برای اسلام و دین و ایران می شدیم، آن جمله با این مضمون بود:

در اسلام همیشه رفتار ما باید جذب کننده باشد و نه دفع کننده، ما باید جوانان، استعدادها و مردمان را با رفتار، منش و گفتار مناسب به خود جذب کنیم و رفتاری نداشته باشیم که دفع کننده و دور کننده افراد از ما به عنوان نماینده اسلام باشد.

از این رو بود که سردار سلیمانی خود را مدافع همه مردم ایران با همه افکار و خصوصیات مختلف و عقاید مذاهب مختلف می دانست و هیچگاه سخنی و رفتاری از خود برای طرفداری از یک جناح یا یک قومیت یا یک عقیده نشان نمی داد.

هیچ گاه از یک حذب سیاسی دفاع نمی کرد تا کسی یا گروهی او را مصادره به مطلوب نکند.

سردار سلیمانی استعداد ویژه ای در زمینه نظامی و حتی دیپلماسی داشت و دقیقا در جایی که باید قرار گرفته بود.

یعنی اینکه سردار سلیمانی استعداد و توانایی خود را به خوبی شناخته بود و در مسیر این استعداد حرکت کرده بود و استعداد او نیز دیده شده و دقیقا در جای مناسب خود قرار داده شد.

پس با توجه به اینکه هر کسی ظرفیت معنوی و ظرف وجودی خود را دارد و سردار سلیمانی از ظرفیت معنوی بالایی برخوردار بوده است، اگر بعد معنوی او را کنار بگذاریم، از نظر مادی و استعداد ذاتی ما هم می توانیم یک سردار سلیمانی باشیم.

ما هم اگر استعداد و توانایی خود را بشناسیم و در مسیر آن قدم بگذاریم و از طریق آن به کشور و ملت خود کمک کنیم یک سردار سلیمانی خواهیم بود، حتی با ظرفیت معنوی محدود.

سردار سلیمانی به واسطه استعداد و تجربه قابل تاملی که در زمینه نظامی داشت، سالیان سال به مردم کشورش خدمت کرد و آرامش و امنیت را برای آن ها به ارمغان آورد.

استعدادهای ناب زیادی همچون سردار سلیمانی در زمینه های مختلف در ایران وجود دارند که هر کدام اگر در راستای استعداد و توانایی خود مورد استفاده قرار گیرند، می توانند برای کشور کمک های شایان توجهی باشند.

سردار سلیمانی ها لزوما تنها در زمینه نظامی نباید تخصص داشته باشند، بلکه در هر بخشی که پیشرفتی برای ایران ایجاد شود، عامل و آمر آن می تواند یک سردار سلیمانی باشد، حال هرچه ظرف معنوی او بزرگ تر به سردار سلیمانی نزدیک تر.

البته مقصود این نیست که سردار سلیمانی الگو و هدف غایی ما باشد، بلکه این ۱۴ معصوم و ائمه اطهار علیهم السلام هستند که باید الگوی معنوی و رفتاری ما باشند.

مقصود از مثال زدن سردار سلیمانی، این است که ما شخصیت و رفتار حل شده او البته تا جای امکان در ظرف وجودی خود، در اسلام را به چشم دیده ایم و برای ما با سهولت بیشتری قابل درک است.

پس با همه این اوصاف، اگر علی دایی در سمت رئیس AFC قرار بگیرد و از این طریق به مردم و کشور خود کمک کند او هم می تواند یک سردار سلیمانی باشد.

البته علی دایی برای رسیدن به این سمت نیاز به حمایت همه عناصر سیاسی و ورزش کشور دارد، ولی قطعا این پتانسیل در او وجود دارد که در این سمت مردم خود را خوشحال کند و از ضربه خوردن به فوتبال و روح مردم ایران جلوگیری کند.

ما باید بپذیریم که فوتبال اکنون تنها یک ورزش نیست، بلکه یک صنعت جذاب است و به عنوان پاک ترین سرگرمی برای مردم و مخصوصا جوانان در روح و جان آنان نفوذ کرده و تاثیر قابل توجهی در شادابی، نشاط و سرزندگی آن ها دارد و با این ویژگی ها می تواند امید به زندگی و در پی آن پویایی جامعه را افزایش دهد.

پس مهران مدیری هم می تواند یک سردار سلیمانی باشد، چرا که با ساختن فیلم ها و برنامه های شاد، برای مردمش شادی و نشاط و از همه مهم تر سرگرمی سالم ایجاد می کند.

پس همه دانشمندان ایران که باعث پیشرفت کشور، مخصوصا در زمینه اقتصادی می شوند، هم می توانند یک سردار سلیمانی باشند.

پس مسئولین و سیاسیون کشور هم می توانند یک سردار سلیمانی باشند، اگر با انتخاب های درست و به جای خود هر کس را در جای خود قرار دهند و با این کار زمینه پیشرفت کشور را فراهم کنند.

پس همه ما اگر استعداد خود را درک کنیم و بفهمیم و در راستای آن گام برداریم و از طریق آن به کشور خود سود برسانیم می توانیم یک سردار سلیمانی باشیم.

به امید آن که در ایران به اندازه جمعیتش یعنی ۸۰ میلیون سردار سلیمانی داشته باشیم …

یادمان باشد که برای سردار سلیمانی شدن و برای سردار سلیمانی ساختن خیلی سختگیر نباشیم، وگرنه سردار سلیمانی های زیادی را از دست خواهیم داد…

 

 

دیگر عکس های گرافیکی اجتماعی در اینجا