عکس های طنز خنده دار از حیوانات این بار تصاویری جذاب و زیبا از یک گربه از خود مچکر، قورباغه جوان بلند پرواز و خرسی دیو مانده در گل، سیاه سیرت و سیاه صورت تشکیل شده است.

حیوانات همواره جذابیت های خاص خود را دارند که به نوعی حرکات و رفتارهای عجیب آن ها تداعی کننده برخی از خصلت های انسانی است.

در زیر نیز یک خرس سیاهی که بیش تر به دیوی خبیث و سیاه سیرت می ماند و انگار در گل گیر کرده است، یک قورباغه جوان که با ظاهری موزی در اندیشه های بزرگی است و در پایان یک گربه از خود مچکر دیده می شود که در قالب عکس های طنز خنده دار به نمایش درآمده است.

طنز و خنده دار از یک خرس

این جا یک خرس بدفکر و بد طینت است که همیشه گمانش به افکار و اوهام منفی است و از هر تغییری می ترسد.

این خرس یک قورباغه جوان را گیر آورده و به خیال خود می خواهد او را نگهداری و باز هم به خیال خود نجات دهد.

قورباغه جوان وارد جاده ساحل به شهر می شود و  اندکی از این خرس سیاه دور می شود، خرس که این قورباغه را اندکی از خود دور می بیند، های و وای می کند که الان ماشین به او می زند و الان سنگ از آسمان می بارد و الان دزدی از راه می رسد و او را تر تر تر با تفنگ به رگبار می بندد.

جالب اینجاست که قورباغه در پیچ این جاده به چپ می پیچد و خرس از شدت ترس دو دستش را به سر می کوبد که وای وای وای الان ابابیل از راه رسیده و او را سنگ داغ باران می کنند.

قورباغه در پیچ جاده به راست می پیچد، خرسی که سیاهی صورت از تباهی سیرت هم نشانی دارد، دوباره آی و وای می کند که وای الان قوم اباجهل او را می شناسند و با شمشیرهای آخته آب کشش می کنند.

این خرس بد ذات برای حرکت نکردن قورباغه ای که خود بسیار آهسته حرکت می کند، چند نارنجک از دور می اندازد و راه را صعب العبور تر می کند.

قورباغه در این مسیر در حرکت است و هر روز حادثه ای جدید برایش اتفاق می افتد که انگار هر کدام درسی بزرگ برای بزرگ تر شدن کاسه ای که انگار از جنس استرج ساخته شده و هر چه بیش تر کش می آید بیشتر بزرگ می شود !

عکس های طنز خنده دار

این همان قورباغه ای است که در بالا به آن اشاره شد.

در اینجا ببینید و بخوانید:

در این مسیر و با واکنش های عجیب و غریب و معجزه وار این قورباغه، گربه ای که به تازگی قورباغه ای با همین خصوصیات و ویژگی ها را از دست داده، قورباغه جوان را می بیند و می خواهد با او خاطرات گذشته را زنده کند.

این دو قورباغه هم از نظر ظاهر و هم از نظر تفکر و حتی از نظر رفتاری به شدت شبیه به هم هستند با این تفاوت که این قورباغه از آن قورباغه ۱۵ سالی کوچک تر است.

گربه با خود می گوید ؛ اوه خدای من مگر می شود یکی از غرب با یکی از شرق تا این حد شبیه باشد !

قورباغه جوان که با آن قورباغه دورا دور آشنا بوده به خوبی ضعف های او را دیده و سعی می کند از اشتباهات گذشته درس بگیرد؛ از این رو او به خوبی می داند استفاده از تجربیات تلخ و شیرین گذشتگان راهی باز می کند برای حرکت بزرگ رو به جلو، چرا که این وعده خداوندی است که خالق همه موجودات با همه ویژگی ها و خصوصیات مختلف است.

خلاصه قورباغه جوان در مسیر حرکت خود و معاشرت با این گربه ایده ای بزرگ به ذهنش خطور می کند که ادامه دهنده و توسعه دهنده ایده های قورباغه شرقی است و استفاده از همزاد با تجربه را یکی از اصول پیشرفت این ایده که یک اشل فراجهانی است و قابلیت الگو شدن دارد، می داند.

روزها می گذرد قورباغه جوان قصد دارد در یک روز ویژه ایده خود را مطرح کند، تا به زودی وارد فاز عملیاتی شود، اما خرس سیاه از راه دور باز هم نارنجک های خود را می اندازد و دوباره مسیر حرکت ناهموار می شود.

از طرفی گربه جوان، دوباره مردد می شود که با توجه به دشمنان داخلی قورباغه شرقی از یک طرف ممکن است حضور او روی هوا برود و از طرف دیگر بدون حضور او ۵۰ درصد مسیر مارپیچی و رو به عقب خواهد بود، بنابراین از مطرح کردن این طرح حداقل در زمان فعلی منصرف می شود.

البته او از نارنجک های دیو پای در گل گیر کرده هم در امان نیست و هر روز مسیر خود را تغییر می دهد و مجبور است راه دیگری برای حرکت رو به جلو انتخاب کند، هر چند که قله همان است و هیچ وقت تغییر نمی کند.

در اینجا ببینید و بخوانید:

عکس طنز گربه

این همان گربه است، اینجاست ، بالاخره بعد از مدتی طرح شنیده و با سختی فراوان به اجرا در می آید، طرح به حدی بزرگ است که همه از اجرای آن می ترسند، ولی بزرگی آن و بزرگی دیده شدن با آن همه را بر آن می دارد که این ریسک را بپذیرند و پا به پای آن حرکت کنند.

آری هر طرح بزرگی یک کار گروهی با آدم های بزرگ می خواهد و آدم های بزرگ هم در پروژه های بزرگ بزرگ تر می شوند، چرا که می دانند و می فهمند که هر گروهی حکم یک پازل را دارد که اگر یک تیکه از آن گم شود انگار کار به سرانجام نمی رسد.

خلاصه این طرح صدا می کند و دیوهای خارجی چکی بزرگ برای طراح آن روانه می کنند، او عاشق تیغ زدن دیوهای خارجی است اما ….

مگر می شود یک تکه از پازل را به دور انداخت، پس سرنوشت تکه های دیگر این پازل چه می شود !

برای دیدن سایر عکس های طنز و خنده دار اینجا را کلیک کنید.