عکس گرافیکی فوق روایتگر یک داستان تلخ و دردناک است، داستانی از تشنگی و عطش یک دیار که همواره در خط مقدم مقاومت در برابر همه تجاوزات و مشکلات با تمام وجود جنگیده است، اما حالا نوبت ایران است که دین خود را به مردم نجیب خوزستان ادا کند که البته همدردی و حتی کمک عملی چند روز اخیر نشان از این موضوع دارد.

گزافه نیست که خوزستان را قلب تپنده ایران بدانیم، از نفت گرفته تا کشاورزی و دام و تیور و خورد و خوراک انگار این دیار همواره سفره ای بزرگ و وسیع و پر از اطعام برای ایران داشته است.

مردم خوزستان بدون هیچ چشم داشتی بی دریغ خوان نعمت گسترده خود را از داشته ها و نداشته ها تقدیم کردند تا مام ایران در امان بماند و تمامیت ایران به خطر نیافتد.

یادمان نمی رود که در هشت سال جنگ تحمیلی و ظالمانه، مردم خوزستان با تمام وجود در خط مقدم جبهه ها از مرزهای پر التهاب ایران دفاع کرده و همواره از وجب به وجب این خاک پر از گهرهای فراوان پاسداری کرده اند.

حالا دست تقدیر قلب ایران را به درد آورده و عطش تشنگی آن را خشک و ترک بسته کرده، انگار به شکستن نزدیک شده است.

اینجاست که وظیفه سایر اعضای بدن معنا پیدا می کند، اینجاست که مردم ایران به پاس سال ها مجاهدت و مقاومت خوزستان وظیفه دارند، به این دیار نجیب کمک کنند.

با این حال باید بدانیم که خشکسالی در ایران ریشه ای مزمن و طولانی دارد و بیش از دو دهه است که خشکسالی در ایران آغاز شده و سال به سال محدوده وسیع تری و ابعاد گسترده تری را به خود می گیرد.

در اینجا ببینید و بخوانید:

البته از سال های دور مسئولان کشور چنین شرایطی را پیش بینی کرده و از این رو بود که سدهای بزرگ در مناطق آبخیز کشور ساخته شد تا هم از هدر رفت آب جلوگیری شود و هم از خارج شدن آب از کشور ممانعت به عمل آید.

چرا که حالا ثابت شده که جنگ کشورها در آینده جنگ بر سر آب خواهد بود.

از این رو بود که مسئولین حتی از پتانسیل بزرگ گردشگری آب گذشتند و خشکسالی زاینده رودی که همواره مهد جذب توریست خارجی و درآمد از این طریق بود، به جان خریدند تا روزی فرا نرسد که مردم ایران در جای جای این خاک پهناور تشنه سر بر زمین بگذارند و یا حداقل این روز دردناک دیرتر فرا برسد تا بلکه برای جلوگیری از آن راه چاره‌ای پیدا شود.

اما دست تقدیر بر آن شد تا باز هم خوزستان در خط مقدم مبارزه با یک بحران بزرگ باشد و این بار کم آبی و خشکسالی از یک طرف و گرمای طاقت‌فرسای وحشتناک با چاشنی رطوبتی سنگین از طرف دیگر مردم نجیب و همواره سختی کشیده این دیار پاک را به ستوه آورد.

خوزستان بداند که تمام مردم ایران با تمام وجود با آن ها همدردی می کنند و زندگی سخت آن ها که حالا حتی معیشت و دام و طیورشان به خطر افتاده درک می کنند.

البته همدردی به تنهایی کافی نیست و صد البته مردم ایران همواره ثابت کرده‌اند در مواقع سخت و لزوم برای یکدیگر جان هم می دهند، آب که چیزی نیست.

اعتراض و انتقاد نتنها حق طبیعی هر شهروند و انسانی است، بلکه وظیفه هر مسلمان پاک سرشت است تا حق خود را به درستی مطالبه کند.

در اینجا ببینید و بخوانید:

این چیزی بود که مردم نجیب خوزستان به درستی نشان دادند، اما برخی سعی می کنند این مسیر درست را منحرف کرده و مطامع خود را شکار کنند.

با این حال همه می دانیم که اگر کسی واقعا تشنه باشد و از شدت تشنگی امان از وجودش رفته، لیوانی که وسیله آبرسانی برای اوست را نمی شکند و تخریب اموال عمومی همان خودزنی و شکستن لیوان است و هیچ منطق بشری در هیچ کجای جهان آن را نمی پذیرد.

به امید اینکه همه ما بدانیم برای گرفتن حق خود با صدای بلند و رسا و منطقی درست فریاد بکشیم و درایت و درستی خود را به همگان به این روش نشان دهیم تا خیلی سریع تر به حق خود برسیم، چرا که با این روش همیشه فرد مقابل ما محکوم خواهد بود.

و در نهایت به امید روزی که رحمت و نعمت خداوند دوباره بر این خاک تشنه نازل شده و آن را سیراب کند تا نتنها مشکل کم آبی خوزستان بلکه تمام ایران و نه، بلکه تمام جهان برطرف شود.

ای کاش که این روز همین امروز باشد و عکس گرافیکی آن پر از شادی در آب و با آب باشد و احشام هم غوطه ور در آب باشند …