عکس گرافیکی اجتماعی فوق عاقبت همراهی با یک منافق را تداعی می کند که شاید اگر او را شیطانی خطرناک تر از شیطان معرفی کنیم، مبالغه نباشد.

جامعه اسلامی در طول تاریخ همواره با دو دشمن بزرگ مواجه بوده است گاهی آن ها را شکست داده و گاهی هم مغلوب شده است.

منافق و کافر دو دشمن همیشگی جوامع اسلامی بوده اند که در طول تاریخ ضربات بزرگی به این جوامع وارد کرده اند.

اما به راستی کدامیک خطرناک تر از دیگری است، منافق یا کافر ؟

شاید جواب این سوال ساده به نظر برسد و شاید هم عده ای ساده انگارانه دشمنی کافر را خطرناک تر بنامند اما اثبات خطر بزرگی به نام نفاق خالی از لطف نیست و می تواند کمک کننده به بینش ما و باز کننده چشمان ما باشد و جلوگیری از اشتباهات ما را رقم بزند.

اول اینکه باید بپذیریم که منافق و کافر هر دو به ما آسیب وارد می کنند، اما با توجه به اینکه تشخیص منافق از کافر سخت تر است و طبیعتا دیرتر شناسایی می شود، پس این منافق است که زمان بیش‌تری برای آسیب رساندن به ما را دارد و بنابراین آسیب بیش‌تری به ما وارد می کند.

  • عکس ترسناک لحظه قبض روح انسان در آخرین روز حیات

در واقع کافر از ابتدا تکلیفش را با ما مشخص کرده و مقابل ما ایستاده است و می دانیم که او دشمنی ما را انتخاب کرده است.

حال اینکه منافق از همان ابتدا در کنار ماست و هم فکر ماست و در واقع ذره ذره خون ما را می مکد، آن هم بدون اینکه ما متوجه بشویم.

منافق همواره دست روی علایق ما می گذارد و حرفی می زند که ما دوست داشته باشیم و حرکات و رفتاری را انجام می دهد که انگار این حرکات و رفتار از مقدسات دینی و ملی ما نشئت می گیرد.

در واقع منافق حکم موریانه ای را دارد که از یک حفره کوچک وارد شد و زیربنای یک ساختمان بزرگ را خالی می کند و اگر محافظان این ساختمان هوشیار نباشند، باید شاهد فرو ریختن ساختمان خود باشند.

پس ما شیفته و دلفریب حرف های جذاب و دوست داشتی که باب میل ما باشد، نباشیم و با این نقطه ضعف فضای بروز نفاق را مهیا نکنیم.

نفاق دقیقا نقطه ضعف ما را نشانه می رود، نقطه ضعفی که جایی نمود پیدا می کند که احساسات بر عقل و منطق حاکم باشد.

اینجاست که باید اعمال و رفتار واقعی افراد را بسنجیم و نه حرف‌هایی که انگار آن حرف هایی است که ما دوست داریم یا که بسیار شبیه به حرف هایی است که مقدسات دین ما پیش روی ما گذاشته اند.

دقت لازمه اینجا معنا پیدا می کند که منافق همواره حرفی می زند که شبیه به مقدسات دینی است اما اگر جزئیات آن را موشکافی کنی می بینی فرسنگ ها با دین و مقدسات آن فاصله دارد.

در واقع منافق با آرایش زیبای حرف های دلفریب ما را به رویا می برد و به نوعی ما را مسحور خود می کند.

در این حالت چشمان ما فقط تصاویر این رویا را می بیند و گوش های ما فقط صداهای این رویا را می شنود.

منافق زمانی که ما را با حرف های دوست داشتنی خود محسور کرد، دست ما را می گیرد به آرامی راه می اندازد و ما را در گودال اسفل و سافلین رها می کند.

ما گرما را احساس می کنیم، چشمانمان باز می شود و می بینیم آتش ما را احاطه کرده و هیچ راه فراری نداریم.

دست و پا می زنیم تا خود را از این مهلکه هولناک نجات دهیم، اما انگار زمین با دستانش پاهای ما را محکم گرفته و اجازه فرار نمی دهد.

از شدت گرما عطش تمام وجودمان را گرفته، گرما شدیدتر هم می شود تا جایی که انگار جسم ما آب می شود، آری به اذن خدا ما ذوب می شویم و دوباره قالب می گیریم و دوباره ذوب می شویم.

عجب سرنوشت وحشتناکی نصیب ما می شود، سرنوشتی که فقط و فقط با غفلت، جایگزینی احساس با عقل و منطق و کوته بینی حاصل شده است.

پس بدانیم و بپذیریم که منافق شیطانی خطرناک تر از شیطان است که باید به شدت آن را و وجود آن را جدی بگیریم چرا که خارج شدن از دام او شاید کار حضرت فیل هم نباشد.

دروغ عین نفاق است و حکم همان موریانه‌ای را دارد که زیر بنای یک ساختمان بزرگ را نشانه می رود.

به همین دلیل است که خدای بزرگ در کامل ترین دین خود به واسطه حجت های خود بر روی زمین آن را حرام دانسته است.

عکس گرافیکی اجتماعی فوق می خواهد به ما بگوید که سرنوشت جدی نگرفتن آیات و نشانه های خداوند چه خواهد بود.

ای کاش همه ما آیات و نشانه ها و دستورات خداوند را جدی بگیریم تا کم تر در دنیا و آخرت عذاب ببینیم و یا موجبات عذاب دیگران را فراهم کنیم چرا که همان هم به ما برمی گردد.

 

 

 

دیگر عکس های گرافیکی اجتماعی در اینجا