یحیی گل محمدی پرسپولیس و داستان تنش او با مهدی رسول پناه ماجرایی که به ظاهر هم که شده، به پایان رسید، اما پیام ها و پیامدهای ماجرا چیست؟

یحیی گل محمدی این روزها هر روز خود را بیش تر از پیش به کارلوس کی روش نزدیک تر نشان می دهد.

کارلوس کی روش هم هر گاه صلابت و اقتدار تیم خود را در خطر می دید و یا خلل و فرجی در آن می دید، با تمام قوا به سمت کسی که تهدیدی برای تیمش بود حمله می کرد.

برای کی روش تفاوتی نمی کرد که طرف مقابل او کیست و یا چه قدرتی دارد، او به راه و فلسفه کاری خود ادامه می داد.

در جام باشگاه های آسیا بود که فلسفه بازی پرسپولیس ما را به یاد بازی های تیم ملی در دوران کی روش می انداخت.

پرسپولیس در بازی های لیگ قهرمانان آسیا در دفاع منسجم بود و در ضد حملات خطرناک.

اوج شباهت تفکرات یحیی گل محمدی با کارلوس کی روش را باید در بازی پرسپولیس با السد قطر جست‌جو کرد، جایی که پرسپولیس با تمام وجود دفاع می کرد و با تمام وجود در ضد حملات زهر کاری خود را به حریف می زد.

لیگ قهرمانان آسیا به پایان رسید، ستاره های پرسپولیس هر یک به شکلی راحت از این تیم جدا شده بودند و جدایی مدافع همیشه متعصب سرخ ها یعنی شجاع خلیل زاده تعجب همگان را در پی داشت.

این در حالی بود که خلیل زاده تمایل داشت قراردادش را تمدید کند، اما برخورد مناسبی از طرف مهدی رسول پناه نمی دید و چون خصوصیتی تند مزاج و زودجوشی داشت خیلی سریع راه جدایی را در پی گرفت.

این برخورد با یحیی گل محمدی هم انجام شد، اما او باهوش تر از سایر جدا شده ها بود و تصمیم گرفت بماند تا شرایط تغییر کند و یا نقشی در تغییر شرایط باشگاه داشته باشد.

در واقع مهدی رسول پناه با رفتاری نامتعارف و ادبیاتی دور از شان یک مدیر، آن هم مدیر باشگاه بزرگی چون پرسپولیس همه ارکان باشگاه را بر علیه خود شوراند تا سرانجام در باتلاق رفتارهای اشتباه خود گرفتار شود و هر روز بیش تر از گذشته در آن فرو رود.

داستان جدایی بشار از پرسپولیس و خالی شدن تیم قهرمان چهار سال اخیر فوتبال ایران از ستاره ها یحیی گل محمدی را به مرز انفجار رساند، تا جایی که پس از ناکامی تیمش در حفظ پیروزی در مقابل رقیب دیرینه پرسپولیس یعنی استقلال، بغض او به طور کامل بترکد.

پیش تر گفته شد که یحیی گل محمدی از نظر تفکرات فنی بسیار شبیه به کی روش نشان داده است، از طرفی هوش بالای او هم یادآور سرمربی پرتغالی پیشین تیم ملی می باشد.

پس با این اوصاف او نباید ناراحتی خود را در دل پنهان می کرد، آری گل محمدی نشان داد که در طول هشت سال حضور کارلوس کی روش در ایران به معنای واقعی کلمه تمام درس های او را از حفظ شده است.

گل محمدی در نشست خبری پس از توقف تیمش مقابل استقلال طوفان به پا می کند و دوباره به مهدی رسول پناه حمله کرده و جدایی بشار رسن را و شیوه جدایی او را بهانه ای می کند، برای تلاش برای حذف مهدی رسول پناه.

یحیی گل محمدی خطاب به وزیر ورزش، فرصتی دو روزه برای او تعیین می کند تا رسول پناه را از سمتش برکنار کند.

اقدامی عجیب که اگر به دوران کی روش در ایران برگردیم می بینیم که او هم چنین کارهایی انجام داده است.

رفتار رسول پناه و گفتار او در خیابان نشان می دهد که جایگاه چنین شخصیتی مدیرعاملی پرسپولیس نیست، پس حق با گل محمدی است که می گوید او در پرسپولیس نباشد.

اما آیا سرمربی در جایگاهی است که مدیر خود را برکنار و یا برای برکناری او اولتیماتوم بدهد؟!

دو روز اولتیماتوم گل محمدی به پایان می رسد، مهدی رسول پناه مطابق انتظار برکنار نمی شود، یحیی گل محمدی ظهر روز دوم به تمرینات تیمش با امید به آینده بر می گردد و از تلاش خود برای رسیدن به موفقیت دوباره با سرخ ها می گوید.

او فشار زیاد روز مسابقه را دلیلی برای آن حرفهای نامتعارف خود و اولتیماتوم دادن به وزیر ورزش بیان می کند و بخاطر آن حرف ها از تمام هواداران و پیشکسوتان عذرخواهی می کند.

اما از صبح روز دوم که پنج شنبه ۲۵ دی باشد، ویدئویی دیگر از رسول پناه که کامل شده صحبت های جنجالی او است منتشر می شود و در واقع میخ آخر بر تابوت اعتبار او در جامعه ورزش است.

با این ویدئو وزیر ورزش دیگر نمی تواند هیچ دفاعی از مدیر خود داشته باشد، چرا که در آن رسول پناه حرف های تکان دهنده ای می زند که عواقب سنگینی برای او خواهد داشت.

با شنیدن و دیدن حرف های رسول پناه در این ویدئو با قدرت می توان گفت که او هیچگاه مدیر نبوده و با فرهنگ مدیریت هم آشنا نیست.

بلافاصله پس از منتشر شدن این ویدئو حراست وزارت ورزش وارد میدان شده و اعلام می کند که به این حواشی رسیدگی کرده و به زودی در مورد آن بیانیه ای را صادر می کند.

داستان مهدی رسول پناه ، یحیی گل محمدی و پرسپولیس به ظاهر هم که شده اینجا به اتمام می رسد، این داستانی که حواشی و پشت پرده زیادی درون خود نهفته دارد می تواند حرف های زیادی را در مورد پشت پرده اداره پرسپولیس و همچنین واکنش های هوشمندانه یحیی گل محمدی به ما بدهد.

یحیی گل محمدی در دوره دوم هدایت پرسپولیس به خوبی نشان می دهد که بسیار پخته تر و با دانش تر از دوره قبلی است و با تمام تمرکز خود همه رخنه ها به تیمش را چک می کند ( کاری که کی روش در تیم ملی انجام می داد ).

حرف آخر در مورد یحیی گل محمدی این است که اگر مغرور نشده و دانش خود را هر سال به روز نگهدارد و اندکی هم جاه طلب باشد و البته برای دوام خود چندان در امور مدیریتی و مخصوصا سیاسی دخالتی نکند، می تواند راهی را در پرسپولیس برود که الکس فرگوسن در منچستریونایتد رفت.

اما حرف آخر در مورد مهدی رسول پناه هم این است که شاید او هم یک قربانی باشد. یک قربانی شبیه به ایرج عرب و بر خلاف علی اکبر طاهری، حمیدرضا گرشاسبی و  محمد حسن انصاری فرد که نخواستند قربانی شوند.

 

کوئیزهای رافان نیوز در اینجا